نامه
شنبه, ۲۱ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۵۵ ق.ظ
عزیزدلم، اگر رسم دوستی بر این است که در شبهای تنهایی و پر از ترس و اضطراب همدیگر را نداشته باشیم و به هر دلیل مبرهن یا نامبرهنی از هم دور بمانیم و هر کس سهم خودش از ترس و اضظراب و تنهایی را به دوش بکشد، پس باهم بودنمان و مسئولیتمان نسبت به همدیگر برای چه موقع و برای چیست؟ اگر تو و من بتوانیم به تنهایی زندگی کنیم و اخم بر چهره نیاریم پس زندگی کنیم، چه نیازی ست که همدیگر را بیازاریم؟
- ۰۴/۱۰/۲۱
مرسی واسه صداقتت. این چند خط رو که خوندم باهات موافقم که "فعلاً" نویسنده خوبی نیستی. اما چون صداقت داری و خودت به این موضوع واقفی معنیش اینه که به سمت نویسنده خوب شدن داری حرکت میکنی.
پس بهونه رو بزار کنار و چند خط خوب بنویس بیام بخونمو کیف کنم